گروهى از نويسندگان

حق اليقين شبسترى 33

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ( حقيقت ) نقطه آخرين دايره متصل بود به نقطه اولين و در دائره وهمى كه وجود آن از سرعت سريان نقطه است كه عين اول بود ( نحن الآخرون السّابقون من رآنى فقد رأى الحق انّ الّذين يبايعونك انّما يبايعون اللّه ( حقيقت ) هر حركت كه بر سمت نقطه آخرين واقع شود اگر بر خط دايره بود مبدا حركت از اين وجه اسفل السافلين گردد و اگر از وجه ترفع بود و تنزل نوعى و شخصى بود اعلا عليين بوده باشد ( قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ ) ( حقيقت ) شرف رتبت انسانى جهت مظهريت علم و قدرت و احديت و آخريت اول اقتضاى تكليف كرد از آنكه فيض چون از مبدا نزول نمايد تا بحاق وسط نرسد عروج صورت نبندد كه ظهور رتبت هريك از مظاهر لازمست و چون رتبت بالكليه بفعل آيد بعثت تكميل نفوس و دعوت بمعاد صورت بندد ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ) باب هفتم در حكمت تكليف جبر و قدر و سلوك ( حقيقت ) حكمت در تكليف اظهار هستى است بظهور عجز غير و اضطرار به عبادت و تعظيم